هيام ده تا يازده ماهگي

بيست و نه فروردين 1396 آبجي گلم يازده ماهه شد
اين عكس مربوط به مراسم معراج پيامبره 

تعطيلات عيد اومديم ساحل كنارخيمه

ده ماه و نيمه 

عاشق دريا ، آب بازي و ماسه هاست

چهارم فروردين هيامي ده ماه و شش روزش بود و براي اولين و آخرين بار سرمه به چشمش زديم 



موهاي خرگوشي آبجي 
آبجي از صبح كه بيدار ميشه شانه به دست ميخواد موهاي خودش و ما رو شونه كنه
ناگفته نماند كه موهامونو از ته در مياره

هيامي كه از حموم مياد بيرون ، دست به موهاش نميزنيم كه فررش بمونه
مامان و بابايي هم هي قربون صدقه موهاي فرفريش ميرن

اين خوشگل خانم اسمش باران هست
كه با مامان و باباش تعطيلات عيد اومدن خونمون و در كنارشون خيلي به ما خوش گذشت

البته تا قبل اينكه باران بياد خونمون هيچوقت نميدونستيم كه هيام دست بزن داره يا بخواد به زور چيزي از كسي بگيره 
ولي همين كه باران رو ديد رفت سمتش كه هرجور شده با دست يا پا بهش بزنه و بعد هر چي پيشش به زور ازش ميگرفت
و مامان و بابايي تععععجب كرده بودن 
همه ميگفتن اين تربيت شده داداششه يعني من 


هيامي راحت بدون كمك كسي ميتونه بايسته ولي اينجا پر از سنگه
و خاله فاطي نگهش داشته كه ماماني ازش عكس بگيره 


ماماني بعضي روزها به موهاي آبجي گيره ميزنه 
مث اينكه هيامي از اين مساله ناراحته 

و اما ماست رو فقط و فقط خودش بايد ميل كنه و بدون دخالت كسي 



هيام ده تا يازده ماهگي
